السيد الطباطبائي
138
قرآن در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
و معلوم شد كه تنها قانون مشترك است كه مستقيما سعادت جامعه و ضمنا سعادت شخص را بطور عادلانه تضمين مىنمايد . و باز معلوم شد كه انسان نيز بايد مانند ساير انواع به سعادت نوعى و هر چه در مقدمه اين سعادت قرار دارد از راه آفرينش هدايت شود و سعادت انسان در سعادت زندگى اجتماعيش بود و در نتيجه مىبايست از راه آفرينش بسوى قانون مشترك نامبرده هدايت شود و باز معلوم شد كه عقل انسانى براى هدايت بسوى قانون كافى نيست زيرا در همه احوال به رعايت تعاون عمومى و عدالت اجتماعى حكم نمىكند . از مقدمات بالا بايد نتيجه گرفت كه سخنى ديگر از درك در ميان نوع انسان غير از درك عقلى بايد وجود داشته باشد كه هدايت نامبرده آفرينش بهوسيله آن انجام گيرد ، و راهى كه با اين مشخصات غير از راه عقل در ميان نوع انسان سراغ داريم راه دركى است كه برخى از افراد انسان بنام پيغمبران و فرستادگان خدا از آن سخن گفته و آن را بنام وحى آسمانى ناميدهاند و براستى دعوى و دعوت خود حجت اقامه نمودهاند .